تبليغاتX
به پایگاه اینترنت تصویر رایانه خوش امدید

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در دوشنبه سی ام مرداد 1385 ساعت 19:5 | لینک ثابت |


همانطور که ميدانيد در زبان فرانسه و بسياری از زبانهای دي?ر وسيله ها (اشياء) به زن يا مرد (مذکر، مونث) تقسيم ميشوند و اين مشکل زمانی رخ داد که فرانسوی ها تصميم ?رفتند جنسيت کام?يوتر را مشخص کنند.

خانمها نوشتند که کام?يوتر مرد است، ?به اين دلايل:
۱. هن?امی که به آن وابسته شويم، فکر ميکنيم که بدون آن هي? کاری نميتوانيم انجام دهيم.
۲. با اينکه داده های زيادی دارند و هوشمند هستند ولی احساس ندارند.
۳. برای نابودی مشکلات ساخته شده اند ولی در بيشتر مواقع خودشان به مشکل اصلی تبديل ميشوند.
۴. همينکه ?ايبند يکی از آنها شديد، متوجه ميشويد که ضرر کرده ايد و در صورت شکيبايی ممکن بود مورد بهتری نصيبتان شود.

و مردان به دلايل زير نوشتند که کام?يوتر زن است:
۱. به جز خالق آنها کسی از درونشان سر در نمی آورد.
۲. کسی زبان ارتباطی بين آنها را نميداند.
۳. کو?کترين اشتباه را در حافظه خود برای هميشه ن?هداری ميکنند و بالاخره تلافی ميکنند.
۴. همين که يکی از آنها را به خانه آورديد، تمام ?ول خودتان را بايد برای خريد لوازم جانبی آن صرف کنيد
__________________
محبت در دلم شكوفه داده *با يه حرف ساده

غم عالم فراوان است و من یك غنچه دل دارم
چه سان در شیشه‌ی ساعت كنم ریگ بیابان را؟
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 20:29 | لینک ثابت |
پسرها:

۱- با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک.
۲- کارت رو داخل دستگاه ميذارن.
۳- کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن.
۴- پول و کارت رو ميگيرن و ميرن.

دخترها:

۱- با ماشين ميرن دم بانک.
۲- در آينه آرايششون رو چک ميکنن.
۳- به خودشون عطر ميزنن.;
۴- احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن.
۵- در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن.:o)
۶- در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن.
۷- بلاخره ماشين رو پارک ميکنن.
۸- توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن.(
۹- کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه.)
۱۰- کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون.
۱۱- دنبال کارت عابربانکشون ميگردن.
۱۲- کارت رو وارد دستگاه ميکنن.
۱۳- توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن.
۱۴- کد رمز رو وارد ميکنن.
۱۵- ۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
۱۶- کنسل ميکنن.
۱۷- دوباره کد رمز رو ميزنن.
۱۸- کنسل ميکنن.
۱۹- دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه.X-(
۲۰- مبلغ درخواستی رو ميزنن.
۲۱- دستگاه ارور (خطا) ميده.
۲۲- مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن.
۲۳- دستگاه ارور (خطا) ميده
۲۴- بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن.
۲۵- انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن.
۲۶- پول رو ميگيرن.:->
۲۷- برميگردن به ماشين.;
۲۸- آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن.;
۲۹- توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن.
۳۰- استارت ميزنن.
۳۱- پنجاه متر ميرن جلو.
۳۲- ماشين رو نگه ميدارن.
۳۳- دوباره برميگردن جلوی بانک.
۳۴- از ماشين پياده ميشن.
۳۵- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
۳۶- سوار ماشين ميشن.I-)
۳۷- کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده.
۳۸- آرايششون رو توی آينه چک ميکنن.;
۳۹- احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن.
۴۰- مندازن توی خيابون اشتباه.
۴۱- برميگردن.
۴۲- ميندازن توی خيابون درست.
۴۳- پنج کيلومتر ميرن جلو.
۴۴- ترمز دستی رو آزاد ميکنن ميگم چرا انقدر يواش ميره
__________________
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 20:26 | لینک ثابت |

May I hold your hand ??
GIRL : No thanks, it isn't heavy

*************************************************

Birdy birdy in the sky dropped a poopy in my eye, I don't worry I don't cry, I'm just happy that cows can't fly!

*************************************************

balaye Daftare Behdasht Rasht tabloee nasb kardan ke roosh neveshte madare gerami 2 pedar kafist

*************************************************

Jahat hal namazgozaran dar ghazvin ja namaz ba aeine baghal tozie migardad

*************************************************

doset daram be khater onet
onam on ghalb mehrabonet

*************************************************

heivanat 12 daghighe zelzele ro zod tar mifahmand
havaye mano dashte bash
maro bikhabar nazar

*************************************************

ye rooz ye rashtie ba ye torke ba ye farse ba ye korde ba ye lore ba ye ba ye abadanie ba ye esfehanie ba ye tehranie ba ye mashhadie ba man tasmim gereftim oskolet konim

**************************************************

bokhor hamasho bokhor age baghiye nemikhoran to bokhor tokhmasham bokhor aslan abesham bokhor akhe abe hendoone vase sarma khordegi khoobe

************************************************** *

rashtiiye zanesh mimire shirini mide migan chera?mige baraye avalin bar khiyalam rahate ke koja mikhabee

************************************************** *

emam jomeye oroomie farmoodan: mardom migam ma az oroopa aghab tar hastim . khob maloome ke hastim oona sale 2004 hastan va ma sale 1383 har vaght ma ham be sale 2004 residim az oona pishrafte tar mishim

************************************************** **

doset daram na be khater shahametet
na be khater hesadatet
na be khater hemaghatet
na be khater jesaratet
faghat bekhater vojod kesafatet

************************************************** ***

mard = mojoode bichare !!! : vagti ke be donya miyad hame hale mamanesho miporsan! vagti ezdevaj mikone hame migan che aroose khushgeli! vagti mimire hame migan bichare zanesh

************************************************** ****

Hossein rezazadeh mireh mosabege vazne bardari eshtebahi migeh ya mahdi . shab khab mibine hazrate abolfazl behesh migeh : ahay Bivafa Digeh Dosam nadari

************************************************** ****

love "u", I love "u", I love "u", I love "u", I love "u", I love "u", I love "u". Hey! Don't get excited, I love other alphabets too...v, w, x, y, z !

************************************************** *****

aseman ra minegaram tora mibinam khorshid ra minegaram tora mibinam mah o setaregan ra minegaram tora mibniam khob maskhare boro az jolom kenar dige

************************************************** ******

khorshid akhmasho keshid too ham va roosho kard be tarafe moshtari va goft : tooye landehoor khejalat nemikeshi oftadi too madare zohal? ..........
:khejalat:
__________________
هي?کس لياقت اشکهاي تو را ندارد
و
کسي که ?نين لياقتي دارد

باعث اشک ريختن تو نمي شود
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 20:19 | لینک ثابت |

JavaScript Codes
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 17:8 | لینک ثابت |

همان طور که اطلاع دارید ، شرکت مخابرات ایران ، خدمات رایگان متنوعی را برای کاربران تلفن های ثابت در نظر گرفته است. اما بسیاری از مردم از این خدمات و نحوه فعال سازی آنها بی خبرند. در این ترفند قصد داریم تمامی این خدمات را معرفی کرده و کدهای فعال سازی هر یک را معرفی کنیم. این خدمات عبارتند از : انتقال مكالمه ، انتظار مكالمه ، شماره‌گيري سريع ، مكالمه از خط اشغال به خطوط ديگر ، سرويس بيدار باش ، سرويس نمايشگر شماره CallerID و دایورت بعد از 5 زنگ.


1- انتقال مكالمه یا دایورت کردن ( Call diverting ) :
با اين سرويس مي‌توانيد هنگامي كه با تلفن شما تماس گرفته مي‌شود مكالمه را به يك خط ديگر ثابت يا همراه منتقل كنيد و عمل دایورت کردن را انجام دهید. اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني است.
برای این کار شما باید کد زیر را در دستگاه تلفن وارد کنید:
# شماره مورد نظر*21*
بعد از زدن این کد صدایی که میشنوید فرق خواهد کرد ، این یعنی اینکه خط شما دایورت شده است.
برای غیر فعال کردن این سرویس باید باز گوشی رو بردارید (در این حالت باز همان صدای مخصوص شنیده میشود) و بعد عدد #21# را وارد کنید.
در صورتی که مجدد صدای بوق مخصوص را شنیدید ، گوشی را قطع کرده و مجدد روشن کنید. در این حالت خط شما کاملا از حالت دایورت خارج شده است.

2- سرويس انتظار مكالمه یا پشت خطی ( Call waiting ) :
هنگام مكالمه شخص ديگري به شما تلفن مي‌زند صداي بوق ضعيفي به گوشتان مي‌رسد و شما را آگاه مي‌كند شما مي‌توانيد با كمك اين سرويس مكالمه اول خود را موقتاً قطع و با شخص ثالث صحيح كنيد پس از خاتمه ي مكالمه يا در حين مكالمه مي‌توانيد مجدداً با شخص اول به صحبت خود ادامه دهيد.
برای استفاده از این سرویس شما باید بهنگام شنیدن صدای بوق ضعیف با فشار دادن دکمه "Flash" در تلفنهای دیجیتال و با "قطع و وصل کردن" در تلفنهای آنالوگ با نفر سوم تماس برقرار کنید..
برای بازگشت به گفتگوی اول میتوانید همین کار را تکرار کنید.

3- شماره‌گيري سريع ( Speed dealing ):
براي اجتناب از وقوع اشتباه در شماره‌گيري و صرفه جويي در وقت با دادن شماره های دو رقمی به حافظه مخابرات میتونید از این سیستم بهره ببرید. اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني است.
برای استفاده از این امکان باید دستور زیر رو بکار ببرید :
برای ایجاد کد دو رقمی :
# شماره مورد نظر* کد دو رقمی *51*
بعد از وارد کردن این دستور حالا شما میتونید بعد از برداشتن گوشی با زدن کد دو رقمی** شماره ای رو که قبلا به آن داده اید را شماره گیری کنید.
برای حذف یک شماره از یک کد دو رقمی و تغییر آن میتوانید از دستور زیر استفاده کنید :
# کد دو رقمی *51*
برای غیر فعال کردن همه این کدهای دو رقمی باید از کد #55# استفاده کنید...

4- انتقال مكالمه از خط اشغال به خطوط ديگر ( Call forwarding) :
براي اين كه تماس گيرندگان با بوق اشغال مواجه نشوند ، مي‌توانيد يك يا چند شماره تلفن خود را به مركز تلفن مربوط اعلام كنيد كه در صورت اشغال بودن هر يك از شماره‌ها ارتباط به طور خودكار به شماره‌هاي بعدي منتقل شود.
اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني است.
برای استفاده از این حالت باید بعد از برداشتن گوشی کد #43* رو بزنید ... برای غیر فعال کردن این حالت باید کد #43# را وارد کنید.

5- سرويس بيدار باش :
با اشتراك اين سرويس زنگ تلفن در ساعت مشخص شده به صدا در مي‌آيد .
اين سرويس با هر دستگاه تلفن دكمه‌اي مجهز به سيستم تن انجام شدني ست .
برای استفاده از این حالت باید از روش زیر استفاده کنید:
ابتدا *55* رو بزنید بعد بترتیب ساعت و دقیقه را وارد کنید و در آخر # را بزنید.
مثلا میخواهیم در ساعت 14:38 تلفن زنگ بزند ، این کد را میزنیم :
1438#*55*
برای غیر فعال کردن این سرویس باید کد #55# را وارد کنید.

6- سرويس نمايشگر شماره CallerID :
در این سرویس شما کافی است یک دستگاه شماره انداز یا یک تلفن مجهز به نمایشگر شماره تلفن را ابتیاع کنید و با استفاده از آن میتوانید شماره را دریافت کنید. این سرویس نیازی به کد فعال سازی ندارد.

7- دایورت بعد از 5 زنگ :
با استفاده از این سرویس شما میتوانید کاری کنید تا بعد از 4 بار زنگ خوردن گوشی و جواب ندادن به گوشی در زنگ 5 ام تلفن دایورت شود روی شماره ای دیگر..
برای استفاده از این سرویس شما باید از کد زیر استفاده کنید:
# شماره مورد نظر*65*
طبق معمول برای غیر فعال کردن این امکان باید کد #65# رو وارد کنید...

 

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت 10:28 | لینک ثابت |

روشهای مختلفی برای پول در آوردن در اينترنت وجود دارد که بعضی از آنها به تخصصهای خاص و برخی ديگر به سرمايه و امکانات نياز دارد ولی روشهايي نيز وجود دارد که به تخصص و سرمايه و امکانات نياز ندارد ما در اينجا روشی را آموزش ميدهيم که برای به کار گيري آن فقط به يك دستگاه كامپيوتر که قابليت اتصال به اينترنت را داشته باشد نياز دارد و کاربرانی که کار با ويندوز را بدانند ميتوانند از اين روش برای کسب درآمد استفاده نمايند.

کسب درآمد در اين روش نامحدود است و ميزان آن بستگی به ميزان تلاش و کوشش شما دارد و در صورتی که شما روزی بين يك تا دو ساعت در اين راه تلاش نماييد ميتوانيد درآمدتان را به چند صد دلار در ماه برسانيد.

البته در اين کار نيز به مانند هر کار ديگر در همان روزهای اول پولی دريافت نخواهيد کرد و برای دريافت اولين پول چند روز يا چند هفته بايد تلاش نماييد ولی يكي از مزيتهای اين کار افزايش تصاعدی درآمد ميباشد که بعد از چند ماه کار کردن درآمد شما نيز چند برابر خواهد شد و به صدها هزار تومان خواهد رسيد.

يكي از مزيتهاي اين روش اين است كه هيچ پولي از كشور خارج نميشود بلكه هميشه پول به صورت ارز از خارج وارد كشور ميشود. اين پول از طرف شركتها و سايتهاي خارجي به حسابتان واريز ميشودو چون شما هيچ پولي را بابت سرمايه گذاري اوليه خرج نميكنيد, بنابراين احتمال برشكست شدن و بدهكار شدن شما در اين كار برابر صفر است.

چنانچه در هر كدام از مراحل با مشكل مواجه شديد اينجا كليك كنيد

تشريح کار :

 همانطور که ميدانيد بازاريابي و تبليغات  در دنيا تبديل به يك صنعت شده و يكي از پردرآمدترين شغلهای دنيا شغل بازاريابي ميباشد کل کاری که  شما در اين روش بايد انجام دهيد نگاه کردن به تبليغات و همچنين معرفی اين کار به ديگران خواهد بود آيا کاری ساده تر از اين در دنيا سراغ داريد؟

 در اين روش به ازای هر E mail   که برای شما ارسال ميشود پول به حسابتان واريز ميشود و به ازای رفتن به سايتهاي پيشنهادي نيز  پول دريافت خواهيد کرد و در صورت جواب دادن به پرسشهايي که آدرس جوابش نيز مشخص است چند دلار دريافت خواهيد کرد و حتی با عضويت در برخی سايتها ميتوانيد صدها هزار تومان پول بگيريد و برای افزايش درآمد خود تنها کاری که بايد بكنيد اين است دوستانتان را به عضوبت در ابن سابتها ترغيب نماييد و درآمدتان را چند برابر كنيد . به همين سادگی!!!  

ما در اينجا مقدمه اي از اصول و روشهاي تجارت الكترونيك (برگرفته از بارثاوا)را كه در سراسر دنيا افراد بسياري با استفاده از آن به درآمدهاي افسانه اي رسيده اند را آورده ايم. ولي براي عملي كردن تجارت الكترونيك شما نياز به دانستن اطلاعات بيشتري داريد كه در آينده اين اطلاعات به شما عرضه خواهد شد.

يك خبر مهم اينكه گروه ما در حال تهيه و تكميل روشي كاملا عملي, ساده و كاربردي به زبان فارسي ميباشد كه براي همه شما عزيزان قابل استفاده خواهد بود. شما ميتوانيد با مراجعه به سايت WWW.jokbazar.com لينك آن را بيابيد. اين روش كاملا ابداعي و مبتكرانه استو راه هاي بسيار ساده آن اين امكان را به همه ايرانيان خواهد داد كه بتوانند با بهره گيري از تجارت الكترونيك, درآمدهاي خود را افزايش دهند. پس منتظر ما باشيد.

براي آشنايي مقدماتي با تجارت الكترونيك بر روي لينك زير كليك كنيد.

آموزش مقدماتي تجارت الكترونيك

حال ادامه مطلب مورد بحث را پي ميگيريم:   

شما بايستي براي موفقيت در كارتان موارد امنيتي زير را رعايت نماييد. يكي از اين موارد نصب ويروس ياب و ويروس كش است كه باعث جلوگيري از نفوذ ويروس به كامپيوترتان ميشود. مورد ديگر مخفي نگه داشتن رمزها و پسوردهاي عضويتتان از ديد ديگران و نگه داري آنها در محل امن ميباشد. در ضمن شما ميبايست از پاك كردن كوكيهاي ويندوزتان و يا عوض كردن ويندوزتان بپرهيزيد.

·         وقت از شما - پول از آنها

·         فقط با کمی همت پولدار شويد

·         فقط وارد سايت شويد و ساعتی 600 تومان بگيريد

·         بازی كنيد و پول پارو كنيد

·         به پرسش پاسخ دهيد و 2 دلار بگيريد (1600 تومان)

·         پولدار شدن به روش آسان

·         خريد كنيد و جايزه بگيريد

·         كليك كنيد و چند سنت بگيريد

·         عضو شويد شايد برنده خوش شانس 7000 دلاری شما باشيد

·         با کمک دوستانتان عضو گيري كنيد تا درآمدتان چند برابر شود

·         خودتان رئيس خودتان باشيد

·         هر چه زودتر به آرزوهايتان برسيد

 

 

 

شروع آموزش

 

 مرحله اول : آموزش لغات تخصصی

گرچه ما كليه مراحل را به فارسی برای شما تشريح کرده ايم ولی دانستن بعضی لغات ضريب خطا را کاهش ميدهد لطفا بر روی لينك زير كليك نماييد.

آموزش لغات تخصصی

 

مرحله دوم : آموزش پست الكترونيك E mail

 برای موفقيت بايد روش ارسال و دريافت پست الكترونيك را بدانيد و برای خود يك E mail  داشته باشيد لطفا بر روی لينك زير كليك نماييد.

 

آموزش پست الکترونيك E mail

 

 

برای ثبت E mail   سايتهاي زيادی وجود دارد که هر کدام مزيتها و معايبي دارند که ما  سايت  www.hotpop.com    را توصيه ميكنيم لطفا بر روی لينك زير كليك نماييد.  

اگر با hotpop  مشکل داشتید میتوانید از پست الکترونیک دیگری مانند Yahoo استفاده نمایید ضمنا پست الکترونیک نوآور www.noavar.com  به زبان فارسی امکانات خوبی را برای شما فراهم کرده است .

همچنين ميتوانيد با تهيه CD  های آموزشی هادی سيستم آن را فرا بگيريد که چند مثال کوتاه در زير آمده است.

 

مثال از هادی سيستم (ارسال)

مثال از هادي سيستم (دريافت)

مثال از هادی سيستم (پاسخ)

 

 

آموزش hotpop

آموزش noavar

 

 

مرحله سوم : آموزش افتتاح حساب بانکی خارجی

سايتهايي که در آنها عضو ميشويد پولتان را به يك حساب بانکی ميريزند و يا توسط چک به آدرستان ارسال ميكنند که ارسال چک علاوه بر داشتن هزينه ارسال و اتلاف وقت در ارسال و نقد کردن آن  امکان مفقود شدن آن نيز وجود دارد بنابراين بهترين حالت واريز به حساب بانکی ميباشد بهترين بانکی که اکثر سايتهابا آن کار ميكنند و همچنين قابل دريافت در ايران نيز ميباشد بانک E Gold   ميباشد لطفا بر روی لينك زير كليك نماييد.

 

آموزش افتتاح حساب در E Gold

 

مرحله چهارم : آموزش ثبت نام در سايتهاي درآمدزا

  1. Resource-a-day
  2. Spedia
  3. Uniqpaid
  4. Nocs Us
  5. Inboxdollars
  6. Lead Exchanger

 

بد نيست سري هم به سايت جوك بازار و هزار تومان بزنيد

http://www.jokbazar.com

http://www.1000Toman.com

 

من عضو شدم. حالا چكار كنم؟

 

 

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت 10:16 | لینک ثابت |

دبير زيست:عشق مرضی است که ميکروب آن از راه چشم وارد بدن ميشود.

دبير شيمی:عشق تنها اسيدی است که در قلب اثر دارد.

دبيردينی:عشق يک موهبت الهی است که خداوند برای بندگانش هديه کرده است.

دبير رياضی:نسبت عشق به بدن مثل نسبت خون است به بدن.

دبير فيزيک:جوان مانند آهنربايی است که هر عشقی را به طرف خود جذب ميکند.

دبير ادبيات:عشق بايد مثل عشق ليلی و مجنون پاک باشد.

دبير ورزش:عشق يک توپ فوتبال است که به دروازه ی هر قلبی اصابت ميکند!!!

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت 9:55 | لینک ثابت |

اگه يه شب ساعت 4 تا 7 صبح خوابتون نمی برد می تونيد از دسترسی اينترنتی رايگان شبکه آسيا استفاده کنيد. تلفن های شبکه از اين قراره :
5361515-5361818-5362565-5362545-5393535-5393636-539454
id=asianetwork pa=4003
id=asianetwork pa=6655
id=asianetwork pa=9001

نظر دادن شما باعث دلگرمی منه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت 9:20 | لینک ثابت |

خوب حالا نوبت به این می رسه یادتون بدم که چه جوری از یه کارت دو ساعته 2 تا 32 هفته استفاده کنید البته این کار دو مشکل داره یکی اینکه راه خیلی مطمئنی نیست البته عمل می کنه

دوم اینکه فقط برای کارت هایی امکان پذیره که محدودیت زمانی نداشته باشه. برای این کار به این گونه عمل می کنیم:

start=====run====system.ini

بعد دنبال این گزینه بگردید [386enh] سپس] جلوی enh رو پیداکنید و پاک کنید واینتر بزنید واینا رو اضافه کن

[386enh

Com0@00 Irq0000@0 Buffer=1024

@ number = ( 3,1,4,1,5,9)

@ letters = ( " this", " is ", "a" , "test" )

$word , $ anther - word - ) = ( " one " , "two" )

woafont=dosapp.FON]

موفق باشید اگه نظر بدید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت 9:18 | لینک ثابت |
اینم یه دست پخت دیگه از خودم لذت ببرید.

برای این کار وقتی یوزر نیم و پسورد ازتون میخواد یوزرنیم خودتونو بزنید بعد در قسمت پسورد عبارت رو به و را تایپ کنیدyour password663logof3

مثلا اینکه پس یوزرنیم شما 112233 بود مانند زیر میزنید:

                                 username:ramin

                          password:112233663logof3

دیگه هیچ وقت اکانتتون تموم نمیشه حالا لاگین شین و تا آخر عمر بازی کنید.

این فقط برای اینه که بازی کنید بدون کارت .

یه حالی به اونائی که می رن کافی نت می دم.

نظر بدید

اگه کمکی برای من سراغ دارید بگید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ساعت 9:17 | لینک ثابت |
من ميگم بهم نگاه كن 
تو ميگي كه جون فدا كن
 من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
 تو ميگي كه خيلي ديره
من ميگم چشمات و واكن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
 من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نمي شه
من ميگم تنهام مي ذاري
تو ميگي طاقت نداري
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
 تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم  كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 23:20 | لینک ثابت |
چند تا جوک تازه به دستم رسيده که تقديم ميشود اميدوارم خوشتون بياد.

566- يه تركه می‌خواد بره كربلا، سوار اتوبوسهای امام حسين می‌شه!

567- يارو تلويزيون رو روشن ميكنه. كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3: قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن. كانال 6: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

568- سه نفررشتی و تهرانی و ترك داشتن تو خليج فارس عليه آمريكا شعار ميدادن و ميگفتن: خليج فارس ايران محل دفن ريگان. يه ناو آمريكايی كه از اونجا رد ميشد اينا رو دستگير ميكنه. به تهرانيه ميگن خب تو چی ميگفتی؟ تهرانيه يهو جوش مياره ميگه: خليج فارس ايران محل دفن ريگان! ميگيرن ميكشنش. به رشتيه ميگن تو چی ميگی؟ ميترسه ميگه والا به خدا من فقط گفتم خليج فارس ايران محل ماهيگيران! آزادش ميكنن. به تركه ميگن تو چی ميگی؟ ميگه: من گفتم خليج فارس ايران آسفالت بايد گردد!

569- به يارو ميگن نظرت راجب آتروپات چيه؟ ميگه خوبه ولی يخمك خوشمزه تره!

570- يارو آخر عمری بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركی 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كی 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كی يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم.

571- يه تركه داشته آب جوش می‌ريخته توی باغچه! وقتی می‌گن چرا اين كارو می‌كنی می‌گه: آخه چای كاشتم!

572- به ترکه ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد کلش ميخوره به کف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم!

573- تركه عاشق ميشه، نوار خالی گوش ميكنه!

574- عربه داشته زن ميگرفته، ازش ميپرسن: جشن عروسيت رو كجا ميگيری؟ ميگه: تو يك مدرسه! ميگن: آخه چرا مدرسه؟! عربه ميگه: ولك آخه خـَیـلی كلاس داره!

575- از ترکه ميپرسن: پيغمبر کی به رسالت رسيد؟ ميگه: ايلده بيلميرم، من سيد خندان پياده شدم!

576- تركه به رحمت خدا يك دونه مو هم تو كلش نبوده. يك روز ميره سلمونی، ملت همه پوزخند ميزنن، ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!

577- بروجرديه به همشهريش ميگه: قدرت، موُ هر جا مِرُم خرم‌آباديانه بی‌حيثت مُكونِم! قدرت ميگه: چجوری؟ ميگه: هرجا ميرُم قين میِم، بعد مواِم خرم‌آباديم!

578- اصفهونيه و رشتيه و تركه با هم يكجا كار ميكردن. يك روز ساعت ناهار، اصفهونيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه قورمه‌سبزيه, ميگه: ااای بازم قرمه سبزیِس! اگه فردا باز قورمه‌سبزی باشه، من خودمو از اين برج پرت ميكنم پايين! بعد رشتيه ظرف غذاشو باز ميكنه، ميبينه كله ماهی داره .. اونم شاكی ميشه، ميگه: ااووو! اگه فردام همين باشه منم خودمو پرت ميكنم پايين! آخری تركه ظرف غذا رو باز ميكنه، كوفته داره.. حالش به هم ميخوره، ميگه: ايلده اگه منم اين ظرفو فردا باز كنم ببينم كوفته‌س.. خودمو پرت ميكنم پايين! خلاصه فردا سه نفری ميان سر كار و در غذاها رو باز ميكنند و از قضا هر سه تا تكراری بوده، اينها هم خودشون رو پرت ميكنند پايين! باری، پليس مياد واسه تحقيقات و بازجوه خِـرِ زناشون رو ميگيره كه تقصير شماهاست! زن اصفهونيه ميگه: جناب سروان من نميدونستم، تو خونه هم هروقت قورمه‌سبزی درست ميكردم ميخورد غر نميزد! زن رشتيه ميگه: اووو! تو رشت همه كله ماهی ميخورن، من روحمم خبر نداشت اين دوست نداره. زن تركه ميگه: جناب سروان به ولله من يه هفته بود خونه مادرم بودم، اين خودش واسه خودش غذا درست ميكرد!

579- از تركه ميپرسن: چرا ترك شدی؟ ميگه: ايلده نمره منفی داشت!

580- رفيق تركه بهش ميگه: غضنفر بيا بريم يك دست پينگ‌پنگ بزنيم... تركه ميگه: ول كن بابا، پينگ‌پنگ هم شد فوتبال؟!

581- يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده، ميگه: پسرم خواستی زن بگيری، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

582- تركه داشته تو بينهايت راه ميرفته، يهو از پشت يك صدای خفن بلند ميشنوه... برميگرده، ميبينه دو تا خط موازی خوردن بهم!

583- تركه ميره تو يك بار، به بارمَن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز. يارو يك آبجو براش ميريزه، تركه ميگه: به حساب من، يكی هم واسه همه مشتريها بريز! يارو يك دور هم واسه همه ملت ميريزه، تركه ميگه: يك دونه هم واسه خودت بريز. ملت همه كف ميكنن، كه عجب مرامی داره يارو. خلاصه آبجو رو ميخورن، باز تركه ميگه: يك آبجو بريز... بارمنه ميريزه براش... ميگه: يكی هم واسه همه مشتريا... آخرشم يكی هم واسه خودت بريز. به همين منوال 4-5 تا آبجو ميخورن و آخری تركه بلند ميشه تلو تلو خورون بره بيرون. بارمنه ميگه: كجا اخوی... پولش چی شد؟ تركه ميگه: ايلده من پول ندارم كه!! خلاصه ميگيرن تا نفس داره كتكش ميزنن و بعدم با لگد پرتش ميكنند بيرون. دو هفته بعد، باز تركه مياد تو بار، به بارمن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز... يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، يك آبجو براش ميريزه. تركه ميگه: يكی هم به حساب من واسه همه مشتريا بريز... باز بارمنه يكم چپ‌چپ نگاش ميكنه و واسه همه ملت يك آبجو ميريزه. بعد يك مدت از تركه ميپرسه: برای خودم نريزم؟! تركه ميگه: نه بابا... ايلده تو باز بد مستی ميكنی، كتك كاری راه ميندازی!

584- مارمولكه ميره مشهد، ميشه مشمولك! چند وقت بعد بزرگ ميشه، ميشه مشمول... ميبرنش سربازی!

585- ترك ميشينه تو تاكسی، راننده بهش ميگه: داداش دستت لای در گير نكنه. تركه هم مياد آخر مرام بگذاره، ميگه: داداش سرت لای در گير نكنه!

 

586- لره دوزاری سياه پيادا ميكنه، ميره تلفن عمومی گوشی رو برميداره، ميگه: الو آفريقا؟!

587- از بجه تهرونيه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فك ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايی بكنيد... ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها...
ZORO!

588- تركه ميرسه به يه هيئت، از يكی جلو در ميپرسه: آقا اينها اين تو چی كار ميكنن؟ يارو ميگه: اينها ده روز سينه ميزنن! تركه ميگه: ای بابا، ايلده كنترات بده 3 روزه ميزنيم!

589- تركه پشتش ميخواريده، هركار ميكرده دستش نميرسيده.... ميره رو صندلی!

590- از بسيجيه ميپرسن: ميدونی خدا كيه؟ ميگه: نماينده ولی فقيه در كائنات!

591- علی آقا ميخواسته حال اكبرآقا رو بگيره، براش يك ريش‌تراش خدای آلمانی كادو ميفرسته. خلاصه اكبر آقا كادو رو باز ميكنه، ريش تراش رو ميبينه، پاك ميخوره تو پرش.. ميگه من بايد حال اينو بگيرم. چند روز بعد علی آقا ميبينه براش يك كادو اومده از طرف اكبرآقا... باز ميكنه، ميبينه توش يك پِلِی اِسْتیِشنه!

592- سه تا ترك كه دير به قطار رسيده بودند، دنبال قطار دويدند. دو تا از آنها با زحمت سوار قطار شدند. آخری كه به قطار نرسيده بود، ايستاد و شروع كرد به خنديدن. از او پرسيدند: حالا كه از دوستانت عقب افتاده‌ای چرا می‌خندی؟ او گفت: آخر من مسافر بودم و آنها برای بدرقه آمده بودند!

593- معلم ورزش: غلام،‌ چند رشته از ورزش دووميدانی را نام ببر. غلام: پرتاب خط‌كش توسط معلم، فرار صدمتر از دست معلم، پرش طول از ديوار و در نهايت پرشه سه گام از محوطه مدرسه به بيرون مدرسه!

594- يه روز يه تركه خبر داغ می‌شنوه، گوشش تاول می‌زنه.

595- تركه خورد به جدول، حلش كرد.


596- لطيفه موزون: يه روز يه مرده، می‌خوره به نرده!

597- يه روز يه تركه داشته رد می‌شده،‌ يه نمره بهش ميدن قبول بشه!

598- يك روز عروس رفت گل بچينه، شهرداری گرفتش!

599- يك روز يه تركه از حال رفت، از آشپزخانه اومد تو!

600- از سه تا ترك می‌پرسند كه كی به دنيا آمديد؟ اولی می‌گويد: در نيمه اول سال، دومی می‌گويد: در نيمه دوم سال، سومی می‌گويد: لابد منهم در وقت اضافه!

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 23:18 | لینک ثابت |

545- قزوينيه زن ميگيره، شب اول كلی مرام ميگذاره و تريپ «لاو»(!) خانوم رو ميبره بالاپشتبون و از همون درِ جلو مشغول ميشه. زنه هم كلی حال كرده بوده، هی ميگفته: چه ماه زيبايی، عجب ستاره‌هايی..! قزوينيه ميگه: بالام جان خوب ستاره‌ها رو نگاه كن كه از فردا شب بايد گلهای قالی رو بشمری!

546- تركه اومده بوده تهران كه از رفيقش خانوم بلند كردن ياد بگيره، خلاصه با رفيقش ماشين رو برميدارن و مشغول ميشن. هنوز ده دقيقه كس‌چرخ نزده بودن، كه يك دختره رو سوار ميكنن، رفيقش از دختره ميپرسه: جيگر لب ميدی؟! دختره ميگه: نه! رفيقشم ميگه: پس پياده شو، وقت مارو نگير!! دختره رو پياده ميكنن، يكم ميرن جلوتر و يكی ديگه رو سوار ميكنن و اين يكی از قضا نه تنها لب كه خيلی چيزهای ديگه‌ هم ميداده!! خلاصه اونشب رو يك حال اساسی ميكنند و فرداش هم تركه از رفيقش تشكر ميكنه و برميگرده ديار خودش كه آموخته‌هاشو به كار ببنده!  از بخت بلند همون شب اول، يك شاه كس اساسی ميخوره به تورش، همين كه طرف سوار ميشه، تركه ميپرسه: جيگر لب ميدی؟! دختره ميگه: آره جيگر!  تركه يكم طرفو نگاه ميكنه، باز ميپرسه: نه مرگ من يك لب ميدی؟! زنه ميگه: آره خوب... تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: پس من پياده ميشم!

547- رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: سكس مجانی و جوايز نفيس (با خريد بيش از ده‌هزار تومن كالا). خلاصه كلی حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر ده‌هزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجانی ما چی شد؟ صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجانی هشته، جاييزه عدد هفت يك فندكه!  خلاصه رشتيه فندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجانی خالی بندی باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس نداريم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده!

548- پسر رشتيه مياد خونه، ميبينه مامانش لخت خوابيده رو تخت و داره خودشو ميمالونه، هی ميگه: آاااه... من يك مرد ميخوام.. آااه.. يك مــــرد ميخوام! پسره چيزی نميگيه، ميره دنيال كار و زندگيش. سه چهار روز بعد دوباره وقتی از مدرسه مياد خونه، ميبينه باز مامانش لخت خوابيده رو تخت و همون جريان مالش و من يك مرد ميخوام بر قراره. باز پسره چيزی نميگه و ميره پی بازيش. سه چهار روز بعد مياد خونه، ميبينه اين بار مامانش لخت خوابيده رو تخت و يك مردك سبيل كلفت هم خوابيده روش! پسره تا اينو ميبينه، جنگی ميدوه ميره تو اتاقش، لباساشو در مياره، لخت ميخوابه رو تخت، شروع ميكنه مالوندن خودش و ميگه: آاااه.. من يك دوچرخه ميخوام!

549- از طرف ادارة آمار رفته بودن خونة رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟!

550- چند تا زنِ رشتی داشتن باهم اختلاط ميكردن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زنای مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟  يكی ديگه ميگه: اَووو! هرچی امكاناته مالِ شهرای بزرگه!

۵۵۱- غضنفر خودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌ميره! ميان می‌بينند با كِش خودشو دار زده!

۵۵۲- يكی بد شانس بود. وقتی ميميره روحش تو پنكه گير ميكنه

۵۵۳- يکی  از طبقه صدم يه ساختمون ميپره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

 554- معلمی به شاگردانش گفت که عجيبترين حکايتی را که ميدانيد انشا بنويسيد. يکی از شاگردان نوشت: کون مادرم. معلم تعجب کرد و از شاگرد پرسيد: اين چيه که نوشتی؟ شاگرد گفت: آخه آقا بابام هر شب دو تا ميزنه در کون مادرم و ميگه: عجب حکايتی است.

555- يه روز حسنی به خانم معلمش ميگه: خانم اجازه ميدين دست به سينه هاتون بزنم؟ خانم معلم ميگه: ای حسنی بيتربيت، اين چه کاريه؟ حسنی ميگه: خانم 10 هزارتومان بهتون ميدم. خانوم ميگه: خوب بيا ولی به کسی نگی. چند دقيقه بعد حسنی ميگه: خانون اجازه ميدين دست به پشتتون بزنم؟ خانم معلم ميگه: حسسنی رو بهت دادم، رودار شدی؟ حسنی ميگه: خانم 5 هزارتومان بهتون ميدم. خانم ميگه: بيا ولی به هيچکس نگی. چند دقيقه بعد حسنی ميگه: خانون اجازه ميدين دست به کستون بزنم. خانم ميگه: ای حسنی... ديگه خيلی رودار شدی. حسنی ميگه: خانم هزار تومان ديگه بهتون ميدم. خانم ميگه: ديگه آخرين باره. چند دقيقه بعد حسنی ميگه: خانم اجازه ميدين بکنمتون؟ خانم معلم ميگه: ای حسنی بد! حالا چقدر پول ميدی؟ حسنی ميگه: خانوم 25 هزارتومان. خانوم ميگه: خوب بيا ولی به هيچکس نبايد بگی و .... خانوم معلم با خوشحالی ميره پيش خانوم مدير و ميگه: خانم مدير حقوق اين ماه من رو بدين و يک مرخصی يک ماهه هم ميخوام. خانم مدير ميگه: مگه ندادم دست حسنی که بهتون بده!

556- يک روز يه مرده داشته آمار زنهای پريودی رو ميگرفته. در يه خونه رو ميزنه. يه مرده در رو باز ميکنه. ميگه: آقا ببخشيد خانون شما پريود ميشه؟ مرده دهنشو پاک ميکنه و ميگه: مگه معلومه؟

557- زن يزديه داشته ميرفته بيرون، يزديه ميگه: خانوم كجا ميری؟ زنه ميگه: دارم ميرم صدقه بدم. يزديه ميگه: لازم نكرده، بيا اينجا يه دقه بده!

558- بچه تخسه ميره پيش معلمش، ميگه: خانوم ميشه شما زن من بشيد؟! معلمه ميگه: برو بشين سر جات، من الان حوصله بچه مچه ندارم. پسره ميگه: آره منم حوصله بچه ندارم... اشكال نداره، جلوگيری ميكنيم!

559- به مرغه ميگن به جون بچه‌ت قسم بخور، ميگه: به تخمم!

560- رشتيه مياد خونه ميبينه زنش لخت خوابيده رو تخت، خلاصه طبق معمولِ جكهای رشتی(!) داد و بيداد ميكنه كه خانوم چرا لختی و اين چه وضعيه و الخ خانومش هم طبق معمول(!!) ميگه آخه هوا گرم بود! رشتيه هم قانع ميشه، ميگه:باشه خانم حالا حداقل برو يك ليوان آب واسه من بيار، اينقدر داد زدم گلوم گرفت. زنه ميره ليوان آب رو مياره، رشتيه آب رو ميخوره، ميگه: سلام بر حسين. يك نفر از زير تخت ميگه: سلام از ماست اصغر آقا!

561- تو پرانتز اينكه يك روايت ديگه ازين رو قبلاٌ داشتيم... ولی ديديم حيفه اين يكی رو هم پرچم نكنيم) ملای يك محله‌ای يك جور مرض مغزی ميگيره، اعداد و ارقام رو خوب يادش نميمونده و نتيجتاً هی بالای منبر سوتيای ناجور ميداده. خلاصه آخر ريش سفيدای محل جمع ميشن و تصميم ميگيرن كه از سری بعد يك نخ به تخم اين بنده خدا ببندن كه هرجا سوتی داد اين نخه رو يكم بكشن تا حواسش جمع شه. خلاصه جمعة بعد جناب ملا ميره بالای منبر و شروع ميكنه به روضة پر سوزوگدازی گفتن و ميرسه به اينجا كه امام حسين با 72 تن از يارانش رفت به سوی صحرای كربلا. ازبخت بد همون موقع دو تا بچه داشتن پای منبر گرگم به هوا بازی ميكردن، پای يكيشون گير ميكنه به نخ و تخم حاج آقا كشيده ميشه. حاج آقای بنده خدا هم زود حرفشو تصحيح ميكنه، ميگه: ببخشيد، 720 تن از ياران... باز هم از بخت بد پای بچه دوم هم گير ميكنه به نخ. حاجی باز زود حرفشو تصحيح ميكنه: ميگه: عذر ميخوام، 7200 تن از ياران... ريش سفيدای محل ميبينن گند قضيه داره پاك در مياد، ميخوان يجور به حاج آقا حالی كنن كه ديگه ازين خراب ترش نكنه، نخ رو ميگرن هی پشت سر هم ميكشن. حاج آقا قاط ميزنه، ميگه: ببينيد مردم! يا 72 تن بودن، يا 720 تن بودن، يا 7200 تن، يا اينكه نخ افتاده دست يك آدم خواركسده!

562- رشيه زن ميگيره، فردای روز ازدواجش رفقاش ميان پيشش ميگن: خوب تعريف كن ببينيم، چطور بود؟ رشتيه ميگه: والله جای همتون خيلی خالی بود!

563- تو قزوين دلار دو جور قيمت داره: يكی دلار 800 تومانی است كه دست مردمه و ديگری دلار 7 تومانی كه افتاده روی زمين!

564- تهرونيه خوابيده بوده كنار زنش، يهو هوس كار خير ميكنه و شروع ميكنه آروم آروم با پر و پاچه حاج خانوم ور رفتن. زنش پشتش رو ميكنه بهش، ميگه: رامين بيخود فكرای الكی نكن... فردا بايد برم دكتر زنان، اونجام بايد تميز باشه! تهرونيه ميخوره تو پرش، يكم واسه خودش چرت ميزنه، بعد يهو خوشحال بلند ميشه، به زنش ميگه: شقايق جون، فردا وقت دندون‌پزشكی كه نداری؟!

565- يگان ويژه دنبال ارمنيه ميكنه، ارمنيه پاپيون ميكنه، هی بدو اينور - بدو اونور، آخر ميره ميشينه رو يك تيكه تاپاله گاو. بعد يك مدت، افسره ميرسه بهش، ميپرسه: مردك داری اينجا چه غلطی ميكنی؟! ارمنيه ميگه: جناب سروان دارم ميرينم! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: مادر جنده اين كه تاپاله گاوه! ارمنيه شاكی ميشه، ميگه: مگه تو گذاشتی مثل آدم برينم؟!


نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 23:16 | لینک ثابت |

۶۳۵ - ترکه با رشتيه دعواش می‌شه. يه چک می‌خوابونه زير گوشش! رشتيه هم غيرتی می‌شه و می‌گه: «يا پنج تن». بعد ترکه رو بلند می‌کنه و می‌کوبه زمين! ترکه پا می‌شه و می‌گه: اين خيلی نامرديه! ۶ نفر به يه نفر!

۶۳۶- يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه. يکی اومد گفت: خر چند؟! ترکه گفت: اين که خر نيست بابا غازه! يارو گفت: کی با تو بود؟! با اين غازه بودم!

۶۳۷- يه جايی جشن بوده، تركه همينجوری ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكی ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كی دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولی اينجا جشن تولده!

۶۳۸- پسر: پدر، کی آنقدر بزرگ می‌شوم که هر کاری دلم خواست انجام دهم؟ پدر: نمی‌دانم پسرم، تا حالا کسی اينقدر عمر نکرده!

۶۳۹- يه روز يه ترکه داشته خودش رو می‌زده! بهش می‌گن: چرا خودت رو می‌زنی؟ می‌گه : شما دخالت نکنيد مساله خونوادگی‌يه!؟

۶۴۰- يه روز دو تا ترک سوار يه تاکسی می‌شن. به راننده می‌گن که يه نوار بذار برامون. راننده هم ميگه که نوارها تو داشبورده. هر کدوم رو که می‌خواهين خودتون بذارين. يکيشون شروع می‌کنه به گشتن و خلاصه يه نوار ويديويی در مياره و فشار می‌ده که بذارتش تو ضبط! رفيقش هم تا می‌بينه می‌‌زنه زير گوشش و می‌گه: احمق! اين مال ضبط تريليه! تو می‌خوای بذاريش تو ضبط پيکان!

۶۴۱- تركه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركی رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايی دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، تركه دستشو ميگيره ميگه: هوووی! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده!

۶۴۲- زن به دامپزشكی مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست. دامپزشك گفت: شما اشتباهی اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه! زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبح‏ها كه بلند می‏شم اخلاقم مثل سگه، ازصبح تا ظهر مثل خر كار می‏كنم، ظهرها هم مثل گاو غذا می‏خورم، بعد از ظهر مثل خرس می‏خوابم، تازه شب كه شوهرم می‏آد بهم می‏گه سلام سوسك سياه.

۶۴۳- دكتر از ديوانه پرسيد: تو رو برای چی به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلی، فقط به خاطر اينكه من معتقدم جوراب نخی خيلی بهتر از جوراب نايلون هست. دكتر گفت: اين كه دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخی بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستی شما جوراب نخی رو با سس سفيد می‏خوريد يا با سس گوجه فرنگی؟

۶۴۴- زن دوستش رو تو خيابون ديد كه صورتش كبود شده و پاش می‏لنگه و روی گلوش خراش افتاده. با نگرانی بهش گفت: چی شده عزيزم؟ بيا زودتر برسونمت خونه. زن گفت: لازم نيست، تازه دارم از اونجا می‏آم.
۶۴۵- مرد شروع كرد به رژيم گرفتن و لاغر شدن. زنش با خوشحالی به پسرشان گفت: پسرم، تا دو هفته ديگه پدرت يه مرد خوش‏ هيكله. پسر گفت: يعنی تو می‏خوای از بابا جدا بشی؟

۶۴۶- مأمور سرشماری از زن پرسيد: چندتا بچه داری؟ زن گفت: چهار تا. پرسيد: چند سالشونه؟ زن گفت: هشت، هفت، شيش، پنج!!! مأمور پرسيد: شوهرت چيكاره است؟ زن گفت: از پنج سال پيش كه اينترنت خريده دائماً پای اينترنته!



نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 23:14 | لینک ثابت |

به روي گونه تابيدي و رفتي
مرا با عشق سنجيدي و رفتي
تمام هستي ام نيلوفري بود
تو هستي مرا چيدي و رفتي
كنار اتظارت تا سحر گاه
شبي همپاي پيچك ها نشستم
تو از راه آمدي با ناز و آن وقت تمناي مرا ديدي و رفتي
شبي از عشق تو با پونه گفتم
دل او هم براي قصه ام سوخت
غم انگيزست توشيداييم را
به چشم خويش فهميدي و رفتي
چه بايد كرد اين هم سرنوشتي ست
ولي دل رابه چشمت هديه كردم
سر راهت كه مي رفتي تو آن را به يك پروانه بخشيدي و رفتي
صدايت كردم از ژرفاي يك ياس
به لحن آب نمناك باران
نمي دانم شنيدي برنگشتي
و يا اين بار نشنيدي و رفتي
نسيم از جاده هاي دور آمد
نگاهش كردم و چيزي به من نگفت
توو هم در انتظار يك بهانه
از اين رفتار رنجيدي و رفتي
عجب درياي غمناكي ست اين عشق
ببين با سرنوشت من چها كرد
تو هم اين رنجش خاكستري را
ميان ياد پيچيدي و رفتي
تمام غصه هايم مقل باران
فضاي خاطرم را شستشو داد
و تو به احترام اين تلاطم
فقط يك لحظه باريدي و رفت ي
دلم پرسيد از پروانه يك شب
چرا عاشق شدي در عجيبي ست
و يادم هست تو يك بار اين را
ز يك ديوانه پزسيدي و رفتي
تو را به جان گل سوگند دادم
فقط يك شب نيازم را ببيني
ولي در پاسخ اين خواهش من
تو مثل غنچه خنديد و رفتي
 دلم گلدان شب بو هاي رويا ست
پر است از اطلسي هاي نگاهت
تو مثل يك گل سرخ وفادار
كنار خانه روييدي و رفتي
تمام بغض هايم مثل يك رنج
شكست و قصه ام در كوچه پيچيد
ولي تو از صداي اين شكستن
به جاي غصه ترسيدي و رفتي
 غروب كوچه هاي بي قراري
حضور روشني را از تو مي خواست
تو يك آن آمدي اين روشني را
بروي كوچه پاشيدي و رفتي
كنار من نشتي تا سپيده
ولي چشمان تو جاي دگر بود
و من مي دانم آن شب تا سحرگاه
نگارن را پرستيدي و رفتي
نمي دانم چه مي گويند گل ها
خدا مي داند و نيلوفر و عشق
به من گفتند گل ها تا هميشه
تو از اين شهر كوچيدي و رفتي
جنون در امتداد كوچه عشق
مرا تا آسمان با خودش برد
و تو در آخرين بن بست اين راه
مرا ديوانه ناميدي و رفتي
شبي گفتي نداري دوست من را
 نمي داني كه من ن شب چه كردم
خوشا بر حال آن چشمي كه آن را
به زيبايي پسنديدي و رفتي
هواي آسمان ديده ابريست
پر از تنهايي نمناك هجرت
تو تا بيراهه هاي بي قراري
دل من را كشانيدي و رفتي
پريشان كردي و شيدا نمودي
تمام جاده هاي شعر من را
رها كردي شكستي خرد گشتم
تو پايان مرا ديدي و رفتي
 

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 23:8 | لینک ثابت |

Emsal jenifer lophez bimeye konesho tamdid nakard chon tazeh fahmideh ke kasi ke az aghab mizaneh moghasere
-----------------------------------------------------------------------------------------------

Akhbar diruz;beyek zane rashti ke dar park midavid tajavoz shod!! Akhbar emruz:hezaran zane rashti emrooz dar park davidand
-----------------------------------------------------------------------------------------------

ba30jiye mire daroo khaneh mige agha sharbate shahadat darin?? mige na ghadimi shodeh; shiafe vellayat darim

-----------------------------------------------------------------------------------------------
pirezan be ye taxi mige: "namaze jome", Ranande mige vally madar emruz ke 3shanbas!!!? pirezan mige eva khak be sarom didi haji dishab golom zad

ye torke mireh doktor migeh agai doktor man ra hichkas tahvil nemigere
goft nafar baedi

-----------------------------------------------------------------------------------------------

2ta tork dar safar be GHOTB ba ek eskimo: ghainja zane siah darin? bale

zane sefid chetor? bale

zane siahsefid chetor? na

asghari nagoftam oni ke kardim panguan bud

-----------------------------------------------------------------------------------------------

gorge mireh dar khoneye Shangolo Mangol darmizane mige: va konid madaretonam, yaro miad biron mige : madar jendeh to gaeeidi maro az inja raftan

-----------------------------------------------------------------------------------------------

torke mireh to khiaboon mibineh neveshtan: SIV HAMAN SIB AST , mige dorogh migan pedar saga, khodam khordam saboon bud

-----------------------------------------------------------------------------------------------

bar asar ahadis ahle tasanon va tashayo; dashtan 3 chiz dar shabe avale zafaf jayez nist 1-sabr ayyob  2- kose mahjob  3- kire ma'yoob

-----------------------------------------------------------------------------------------------

khanoome raft pishe doctor goft : nemidonam chera hamele nemisham ? doctor goft chand vaghte ezdevaj kardi? goft 3 rooze,!! doctor goft khanoom in kose ha macro fer nist

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Khanandeh dashte to arusi mikhondeh: salam be khanomaye ba class lass lass .  hame migan va che bitarbiate , mige be bakhshid eshkal az ecos cos cos

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Tork ezang mizaneh felestin mibineh esh ghaleh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

noh(9) doroghe pesara : 1. Doset daram 2.Migiramet  3.To fabriki 4. Sex faghat ba to 5. nemikhad suck bezani 6.Arom mikonamet 7. Dard nadareh  8. Kandom mizaram  9.Akharin bareh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Ghazniniye koneshoo mikharondeh , Kiresh rast mishe mige : Bekhab baba khodiye

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Age kir be ghand tabdil beshe:
saresh = kaleghand  , kire bache = habe ghand , abesh = ab ghand  , short = ghandon

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Rashtiye zanesho to filme super mibineh, behesh mige shans ovordi ke film bood

-----------------------------------------------------------------------------------------------

doost mesle shorte bahash rahati , doste khob mesle condome , az khatar nejatet mideh va doste khili khob mesle viagrast , ghabl az inke zamin bokhori bolandet mikoneh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Age chanta 2khtare khosh gelelo ro ey mile beshinan beheshon chi migan :: YE SIKH JIGAR

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Bachehe az babash miporse : Baba vaghti shoma raftin mahe asal man koja bodam? babash goft raftane ba man boodi bargashtan ba mamanet

-----------------------------------------------------------------------------------------------

rashtiye mireh khoneh cheragho roshan mikoneh mibineh yeki ro zanesh khabideh, cheragho khamosh mikoneh mige javabe ablahan khamoshis

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 Ye mashin dorogh sanjo emtehan mikardan, esfehaniye  mige:  ma adama velkharj TAGH , rashtiye mige ma ba ghirat TAGH , torke mige man fekr TAGH

-----------------------------------------------------------------------------------------------

ye torke doshte mosabegheye asbdavani negah mikarde ye lahze mire to fekr ba khodesh mige : ay dele ghafel kashki tahsilatamo edame midadam

-----------------------------------------------------------------------------------------------

zendegi 3bar behet doroogh mige:1-vaghti be donyat miare2-vaghti asheghet mikone3-vaghti zendegito azat migire ta behet bege hamash khabi boodo bas

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Midoni SEX baraye pire mardha mesle chiye ? Mesle ineke pa tanab biliard bazi koni

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Torke to atish sozi hame jash misozeh ella konesh  migan chera : mige valla mano 30 sale pish ye seyed kard

-----------------------------------------------------------------------------------------------

longest is mother's love , shortest is other's love , sweetest is lover's love but strangest is friend's love , thanks 4 being my friend

-----------------------------------------------------------------------------------------------

SHOARE ROZE JAHANEYE AIDS: AGAR DARI  TO AGHLO DANESHO HOOSH , BEKHAR KANDOM BEKESH ROOSHO BOKON TOOSH

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Farghe bine Tars , Esteres va Vahshat midoni cheye ?? vaghti mitarsi ke dost dokhtaret hamelas , vaghti essteres dari ke zanet hamelas vaghti vahshat dari ke jofteshon hamelan

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Torke be zanesh mige , Khanom jan 5 shanbeh be 5 shanbeh direh ,bokonimesh 2 shanbeh be 2 shanbeh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Be torke migan mojeze kon mige : GH

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Ahay jeneye kaseb, ahay harzeye fased , ahay vasle be pashmaye koset pashmaye ghasem , ahay koni bad bo ,ahay koskeshe yaboo , bia pare konam koneto ba dasteye jaroo

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Rashteye 20 Sal zanesho ba khiar mikardeh akhar zanesh mdifahme , mige : MARD KHEJALAT NEMIKESHI? mared mige: KHANOM JAN TO BAYAD KHEJALAT BEKESHI KE BA KHIAR 4  SHEKAM ZAEIDI

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Torke Jende boland mikoneh, Komite migiratesh , miporse : sighas ya aghdiye ? Torke mige : JENDAS , NAGHDIYE

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Be kooh nega mikonam to ro mibinam , be darya niga mikonam to ro mibinam , be khorshid nega mikonam to ro mibinam, bebin mishe beri kenar

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Woman: kheyli bozorge , Man : adat mikoni , W: az posht dard migireh! M : ja baz mikoneh ! W:ne mikhamm! M : bozorge !? W : are ! M : begam ye kafshe digeh biareh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Torke saat miporse , yaro mige : 3 , Torke mige baba inam maro gaidan, harki ye chizi migeh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

4 mojezeye ZANA : bedone alaf khordan shir midan , bedone hamam raftan sir mishan , bedone inke zakhm beshan khon rizi mikonan , gosht bedoneh ostokhono sikh mikonan

-----------------------------------------------------------------------------------------------

be morge migan chera dige tokhm nemizari? mige : AZ DASTE JENDEHAYE TELAVANGT

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Kilo metre 2 jadeye rasht : AZ GHIRATE KHOD BEKAHID

-----------------------------------------------------------------------------------------------

emam jomeye zanjan : AZIZAN MORABAE ESLAM 3 ZEL DARAD , EDALAT VA HAMBASTEGI

-----------------------------------------------------------------------------------------------

3 nafar miran zanashono bimeh mikonan , TEHRANIYE bimeye omr mikoneh , GHAZVINIYE bimeye badaneh mikoneh , RASHTIYE bimeye shakhse sales

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 Rashtiye mireh Qom sohani baz mikoneh , esmesho mizareh sohane Haj hossein va Pedaran

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Torkeh to arusi dashte mikhondeh : mikham ke ba bose gole labato par par konam, yeho komiteh mirizeh to torkeh mige : Golaye par par shodaro nesare rahbar konam

----------------------------------------------------------------------------------------------

Az ye torke miporsan koja miri ? mige jaei nemiram daram bar migardam

----------------------------------------------------------------------------------------------

yaru mireh pishe akhondeh mige agha gosle JENAYAT chetoriyeh!!? akhondeh mige JENABATE na JENAYAT, yaru mige : on tori ke man kardam jenayat bood

----------------------------------------------------------------------------------------------

Rashtiyeh tehran short mifrokhteh karesh migireh zang mizanehmige : khanom jan nemidoni enja ba short chi kar kardam!!? zane mige owo ! to nemidoni man inja bishort chikar kardam

----------------------------------------------------------------------------------------------

zane period: jade laghzande ast

zane jendeh : oboure kamiyon azad

zane hameleh : ehtemale soghote bahman

zane rashti : azadrah

zane 50 sale : jadeh dar daste tamir

----------------------------------------------------------------------------------------------

 ellate inke amrica pishraft mikoneh vali iran na midoni chie!!? amricaee kiresh be kose fekresh be kar vali irani kiresh be kareh va fekresh be kose

----------------------------------------------------------------------------------------------

Torke mireh be dostesh bege mamanet mordeh, mige :Gazanfarmidoni marg shotorie ke dare khoneyeh hame  mikhabeh?... taraf migeh are... torke mige hala ro nanat khabideh

----------------------------------------------------------------------------------------------

Be goosfandeh migan che joori mirini!!? mige be sabke gorohe ARYAN ! migan yani chejori? mige : doone doone doone

----------------------------------------------------------------------------------------------

doset daram na  be khatere shahamatet na bekhatere hesadatet na be khatereh hemaghatet na bekhatereh jesaratet faghat be khatere vojode kesafatet

----------------------------------------------------------------------------------------------

Tablighe mobile Pantech: goushi ro bardar BABAEI , MAMANI ba ye AGHAYE, mire ye JAHAEI ,ajab SEDAYE AYO VAYI , toro khoda bardar BABAEI

----------------------------------------------------------------------------------------------

What irainan boys wants in sex : khordane labe dorosht , gereftaneh sineh ba mosht , malidane kose ba angosht ,kardane kos az posht

----------------------------------------------------------------------------------------------

hakimi ra porsidand: ey sheikh , kuni chekasi ra goyand? farmud: ankas ke SMS ra bishazen ajib daryaft konad bekhanad , hal konad ama kunash pareh shavad ta javabi bedahad

----------------------------------------------------------------------------------------------

migan ghazvinia harkodomeshon ye kolexion moo daran. har kaso ke mikonan ye tare moosho mikhanan. daram negaran misham, saret kheily kam-moo shodeh

----------------------------------------------------------------------------------------------

Khalvat tarin zaman dar ghazvin: Aghaze bardasht mahsol berenj dar rasht!

 ----------------------------------------------------------------------------------------------

be yaru migan vahede kamtar az mesghal chiyeh? mige chos mesghal!

-----------------------------------------------------------------------------------------------

3 chiz adamo sharmandeh mikoneh : dashtane dost dokhtare ghorazeh! guzidan heine khamyazeh ! nadashtane SMS tazeh!

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Be torke migan mamaneto bishtar dost dari ya babato ? mige mamaneto!

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Ye zarbolmasal ghadimi mige: Age khoda be dokhtara etemad dasht , onaro polom shodeh nemi a farid

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Ezraaeil: oomadam bokoshamet , shenasnamat kojast batelesh konam? ghazvini : zire farshe delesho dari baresh dar

-----------------------------------------------------------------------------------------------

ghazvini mireh daro khaneh mige : agha 99 ta kandom bedeh! yaru mige agha chera 100 ta nemigiri? mige : age konet mikhareh 100 ta bedeh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

ye Khabare mohem: Hach zanboor asal belakhareh mamanesho to ORKUT.COM peyda kard

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Khabare fori : khabar gozari QNN lahazati pish elam kard: setade eghameye namaz qhazvin jahate hemayat az namaz gozaran sajadeh ba ayneye baghal tolid kard

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 

Ghazvini mireh khoneye e milioner 200 million naghd midozdeh, bad zang mizaneh mige Bacharo biarid polaro bebarid

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Bacheye torke daneshgah ghaboll mishe , babash mige age be darset latme nemizaneh BORO

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Rashtiye ketab mineviseh safheye avalesh ro minevise: TAGHDIM BE PEDARAM KE SAMIMI TARIN DOSTE BABAM BOOD

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Khanome be foroshandeye darokhaneh mige candom XL darid? foroshandeh : baleh mikhayed ? khanome: na montazere kharidaresh mimonam

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Rashtiye , be dostesh mige : che bacheye khosh geli dari? mige hala e bar to omret bara ma ye kari kardia

-----------------------------------------------------------------------------------------------

be torke migan nemikhaye adam beshi? mige az en gherti bazi ha khosham nemiyad

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Loreh Pizza mikhoreh medash tajob mikoneh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Torke zane esrayili migireh , shab jav migiratesh ro toshak hazer nemisheh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Ghazvini konesho to ayene mibineh mige : Salha Del Talabe Jame Jam Az Ma Mikard Anche Khod Dasht Zbigane Tamana Mikard

-----------------------------------------------------------------------------------------------

be torke migan zaneto cheghadr mehr kardi? goft mehr ke namzad bodim valy aban offffff

-----------------------------------------------------------------------------------------------

midony chera sedaye mardom be gosh masolin nemireseh? chon masolin ghoshashono divert kardan ro tokhmashon

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Torke mireh vam begireh , zamen nadashte monfajer mishe

-----------------------------------------------------------------------------------------------

:jendeh in Other languages

italiano:mide raberrra

Russian: midof ba tof

Indian: midahe Kosahe

German : mideh ba akhtof

French: midghons kosons

-----------------------------------------------------------------------------------------------

torke nanasho mikoshe mireh marhaleye badi, madar zanesho mikoshe GAME OVER misheh 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

midony farghe monshiye khob ba khili khob cheye?  monsheye khob mige salam sobh bekhir vali monsheye behtar mige azizam basho sobh shodeh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

Ghazvini ro ba ye goni short migiran,migan ina chiye? mige ina daftare khateratame

-----------------------------------------------------------------------------------------------

ye rooz ye khanom rashti pasho mindazeh roo oon yeki pash, in pash be oon pash mige : che ajab ma shomaro didim

-----------------------------------------------------------------------------------------------

.mikhe miyofte to ab zang mizaneh dar mireh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

yaro 2 ta tork mibineh daran mizanan to tokhmaye ham, azashon miporseh dardeton nemiyad, migan na potin pamoneh

-----------------------------------------------------------------------------------------------

?????? Age gofti khoshbakht tarin mojoude donya kie

Samavareh , dastasho mizane be kamaresh, hame az kiresh ba lezat mikhoran

-----------------------------------------------------------------------------------------------

be torke 2000 tomani midan mireh bank posht nevisi mikoneh

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 22:50 | لینک ثابت |
 استفاده از قوميت ها از کلمه خشايار ( مستوفي ) يا بهروز خالي بند استفاده مي کنيم  اگه هم نشده خلاص خيلي شرمنده اخلاق ورزشکاريتونيم .........     خشايار  و بهروز را که يادتون هست تو زير آسمان شهر ،، البته اگه خواستين ميتونين از آقا غلام  يا مهران مديری و هر در به در ديگه هم استفاده کنين اينــــــــــــه

ضمنا اگه جک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد

يه پسره  به دختره ميگه بوس ميدي؟  ميگه نه ! پسره ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم

---------------------------------------------------------------

يه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن

---------------------------------------------------------------

سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است  و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ..... از جيب و جان که بر آيد ...... کز عهده خرجش به در آيد

---------------------------------------------------------------

يه دفعه يه پسره داشته راه ميرفته ميخوره زمين هواااااااااا ميره نميدونی تا کجاااااااا ميره

---------------------------------------------------------------

يارو  زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین

---------------------------------------------------------------

يه روز يه بابائی سوار تاکسی ميشه ، به راننده ميگه آقا لطفا من را دو نفر حساب کنين ، راننده برميگرده ميگه من تو رو پشم ...... حساب نميکنم

---------------------------------------------------------------

يه بچه خوشگله ريش بزی ميذاره ، گرگه مياد ميخورتش

---------------------------------------------------------------

یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم

---------------------------------------------------------------

يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ،  سينه ميزنه

---------------------------------------------------------------

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !

---------------------------------------------------------------

گرگه ميره در خونه شنگول و منگول در ميزنه ، مامانشون ميگه بيا تو بچه ها نيستن

---------------------------------------------------------------

زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه

4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) ............... 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه

---------------------------------------------------------------

به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم  ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم

---------------------------------------------------------------

اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی :

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

-----------------------------------------------------------------

از يه نفر ميپرسن اولين کسی که رفت مکه حاجی شد کی بود ميگه حاج زنبور عسل

-----------------------------------------------------------------

از يه بچه مشنگه ميپرسن پس جواب خون شهدا را کی بايد بده  ، ميگه خب معلومه آزمايشگاه

-------------------------------------------------------------------

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر

-------------------------------------------------------------------

يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم  بودی ... رفتنی پيش من بودی ، برگشتنی پيش مامانت

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشا ا... ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

-------------------------------------------------------------------

يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک  راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود  داشتم ميمردما

-------------------------------------------------------------------

آقا ماشاا... را ميبرن بهشت ، زير پای مادران له ميشه ( آخه بهشت زير پای مادران است )

------------------------------------------------------------------------------------

با عرض معذرت اين دو ، سه تا جک پائينی يک کم ضايع بازی داره ها ، شما نخونيد .....  خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:‌ اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،‌ بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:‌ هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.‌ معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:‌ خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :‌ بپرس. پسره‌ ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، ‌دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:‌ خوب معلومه،‌ سومي! بچهه ميگه:‌ نه...جوابتون درست نبود.  اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد

-------------------------------------------------------------------

تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه.  تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با .....م حرف ميزنم

--------------------------------------------------------------------

يه دفعه بامشاد داشته با پيچ گوشتی به ناف شکمش ور ميرفته يکهو  پيچ شکمش باز ميشه باسنش مي افته

---------------------------------------------------------------------

اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟ 

----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه کُرد را ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کسی تو جهنم نيست ... تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه را ( قاچاقی ) برده بهشت

----------------------------------------------------------------------

به آقای پشندی ميگن سه تا اسم بگو توش الله داشته باشه .. ميگه شکرالله ، حمدلله ، سيندرلاه

 ----------------------------------------------------------------------

يه دفعه يه آفتاب پرست ميره رو جعبه مداد رنگی " هنگ " ميکنه

----------------------------------------------------------------------

!!!! يه دفعه پليس  ( بامشاد )  را ميگيره بهش ميگه کارت ماشين ، گواهينامه ، بيمه ..... بامشاد ميگه بايد با اينها جمله بسازم

----------------------------------------------------------------------

  به يارو ميگين حال ساده را تعريف کن ،..... ميگه لب گرفتن

----------------------------------------------------------------------

يك روز تو ي جهنم شلوغ بوده و همه مي زدند و مي رقصيدند
يكي مي پرسه چي شده ..... مي گويند : آخ جون پروند ه ها گم شده ، پروند ه ها گم شده

----------------------------------------------------------------------

دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون  فوری ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني 
 

-----------------------------------------------------------

يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم

-----------------------------------------------------------------------

يه روز ميبينن عزرائيل ماکسيما خريده  ، ميگن عزرائيل وضعت خوب شده ، ميگه حقوق اضافه کاری هاي زلزله بم را جمع کردم

-----------------------------------------------------------------------

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون  من خودم فندك دارم 
 

-----------------------------------------------------------------------

از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
مي پرسند چرا
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه 
 

-----------------------------------------------------------------------

يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده

 افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي 

پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده 

-----------------------------------------------------------------------
بهروز خالي بند يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
بهروزه ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي

-----------------------------------------------------------

يه بچه ايي تازه بدنيا اومده بوده ، شير مامانشو نمي خورده ، هر زن ديگه اي هم آوردن ، فايده نداشته بچه شير اونا رو هم نمي خورده تا اينکه يه زن سياه ميارن بچه شيرشو مي خوره بابائه مي گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شيرکاکائو مي خواستي ما نمي دونستيم
 

-----------------------------------------------------------------------

خشايار قله اورست رو فتح ميکنه ، خبرنگارها جمع ميشن و ازش مي پرسند : آقا رمز موفقيت شما چي بود
خشاياره ميگه : والله آقا من اين چيزها حاليم نيست ، اگه بازم بهم بار بخوره ميارم اين بالا

-----------------------------------------------------------------------

آقا غلام تو اتوبوس كنار يه خانم چاقي نشسته بود يه نيگاه به خانومه کرد و گفت : راستي خانم اسم شما چيه
خانمه گفت : غنچه
آقا غلام گفت : شما وا بشين ديگه چي چي ميشيد

----------------------------------------------------------------------
يک روز غضنفر خواب ميبينه بزرگترين نون بربري دنيا را خورده صبح که بلند ميشه ميبينه لاحافش نيست
 

==========================================

مطالب جديد زير که بصورت خبيثانه اي بر ضد آقايان خوشگل ، خوش تيپ و با وفا نوشته شده توسط يکي از دوستان خيلي عزيز برای ما ارسال شده است ... شما زياد جدی نگيريد

 

- چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
- آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده كرده اند!

------------------------------------------------------------------------

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

-------------------------------------------------------------------------

تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...

------------------------------------------------------------------------

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

-------------------------------------------------------------------------

- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!

------------------------------------------------------------------------

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

------------------------------------------------------------------------

آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...

------------------------------------------------------------------------

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!

------------------------------------------------------------------------

وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!

------------------------------------------------------------------------

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

------------------------------------------------------------------------

- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!

------------------------------------------------------------------------

مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!

------------------------------------------------------------------------

 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.

------------------------------------------------------------------------

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!

------------------------------------------------------------------------

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.

------------------------------------------------------------------------

- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

------------------------------------------------------------------------

يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!

------------------------------------------------------------------------

- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!

البته در جواب اين همه خبيث بازی نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضی ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند

********************************************

يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو یخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش

2 - مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

3- طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

5-  از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

6- بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

9- بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

11- بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

12 - آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

13- بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

14- به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

15- از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

17 - خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

18- از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

19-  مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

20- آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

21- ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

26- يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

28- طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

30- از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

31- تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

32- غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

33- يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

35- ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

36- فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

39- يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

40- شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

41- يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

42- به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

45- يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

46- از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

47- سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

48- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

49-  يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

51- ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

52- تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

53- به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

54- به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

55- يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

56- سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

57- یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

58- يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

60- تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

61- معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!

62- يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

63- يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

64-  يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

65- بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

66-  آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

68- بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

69-  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

70- ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

72- يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

74- تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

75- دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

76- يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

77- زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

78- يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

79 - سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

80- بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

81- عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

82- يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

83- باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

84- زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

85-  ( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

86- تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

87- از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

88- تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

91- يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

92- يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

93- به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

94- يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

95- لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

96- تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

98- يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 22:48 | لینک ثابت |

روزي ،هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه وقتي در حال گريه كردن بود يه فرشته از تو آب در اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟
هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده . فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت و گفت : " آيا اين تبر توست؟ "  هيزم شكن جواب داد : نه !

فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه : آيا اين تبر توست ؟ دوباره هيزم شكن جواب داد : نه !

فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ هیزم شکن جواب داد: آره . فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شكن خوشحال روانه خونه شد ...
يه روز وقتي هیزم شکن داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب . (( شایدم هل داد زنشو تو آب ))  

هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ هیزم شکن گفت : اوه فرشته ، زنم افتاده توي رودخونه

فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه ؟

هيزم شكن فرياد زد : آره خودشه .

فرشته عصباني شد و گفت تو تقلب كردي ، اين نامرديه .

هيزم شكن گفت : اوه ،فرشته منو ببخش . سوء تفاهم شده . ميدوني اگه به جنيفرلوپز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با كاترينا زتاجونز مي اومدي . و باز هم اگه به كاترينا زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي اما فرشته جان ، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم ، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره .

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 22:38 | لینک ثابت |

يارو حاجيه قرار دادگاه داشته، نميدونسته چجور لباسي بپوشه. حاج‌آقاي حجره كناري

بهش ميگه: حاج‌آقا، يك دست لباس كهنه رنگ و رو رفته بپوش كه قاضيه دلش به حالت

كباب شه. ازون طرف حاج‌آقاي حجره روبرويي بهش ميگه: حاج آقا يك دست لباس نو و ترتميز

 بپوش كه اونجا قاضيه حساب دستش بياد با كي طرفه! حاجيه گه گيجه ميگيره،

 آخر ميره از يكي از رفقاي قديميش (كه به ضرورت جكي(!) ترك هم بوده) ميپرسه:

آخر ما چي بپوشيم. تركه بهش ميگه: ببين حاج‌آقا، بگذار برات يك داستان بگم:

 يك روزي يك دختري ازدواج ميكنه، نميدونسته واسه توي حجله چي بپوشه.

 مادرش بهش ميگه يك پيرهن دراز و محجوب بپوش برو تو، ولي خاله‌اش بهش ميگه:

 نه دخترم، يك دامن تنگ و كوتاه بپوش. حاج‌آقا شاكي ميشه،

 ميگه: مرتيكه حجله رفتن اون زنيكه چه ربطي به دادگاه من بدبخت داره؟!

 تركه ميگه: حاج‌آقا ربطش اينه كه تو جفتش توفير نميكنه چي بپوشي..

 درهرحال آخرش كونت ميگذارن!

 

***

يك روز 3 تا دراكولا نشسته بودند اولي گشنش شد گفت من رفتم چيزي بخورم.

 بالهاشو باز كرد و فششششششش رفت و بعد از 5 دقيقه برگشت تموم دهانش خون آلود بود

دوستاش گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمون بلند را ميبينيد؟ گفتند آره

 گفت رفتم طبقه سوم يك دختر خوشگل آنجا بود خونشو خوردم.

 دومي دهنش آب افتاد و گفت: ما هم رفتيم و فشششششش بال زد رفت و بعد از 5 دقيقه

 برگشت دهنشو صورتش پر از خون بود. بقيه گفتن كجا رفتي؟ گفت اون ساختمان بلند اولي

 هيچي اون برج بلند دومي را ميبينيد؟ گفتند آره. گفت:رفتم اونجا دو تا دختر خوشگل بودن

خون هر دو تاشون رو خوردم. سومي كه ترك بود ديد عجيب كم آورده هيچي نگفت و فيشششش

 بال زد و رفت. 20 دقيقه گذشت اون دو تا ديدند دراكولا تركه آمد آقا سر تا پا خون.

 فكشون كش آمد گفتن: بابا ايولا كجا بودي؟ تركه گفت: واللا اون ساختمون بلند اولي هيچي

 اون برج دومي هم هيچي اون برج سوي رو ميبينيد؟

اون دوتا گفتند: آره. تركه گفت: خوب من نديدم....!

 

***

 

زن تركه داشته تو خيابون ميرفته، دكمه روپوشش باز بوده، يك پستونش هم مثل آفتاب درخشان بيرون!

يارو حزب الله يه مياد بهش ميگه: زنيكه جنده! درست كن لباستو! زنه نگاه ميكنه به روپوشش،

 ميزنه تو سرش ميگه: اوا خدا مرگم بده! باز بچه رو تو اتوبوس جا گذاشتم!

 

***

يه هفته قبل از جنگ آمريكا با عراق، تو يه جلسه مطبوعاتي، بوش با كالين پاول نشسته بودن،

 بوش طوريكه انگاري توجهي به خبرنگارا نداره رو ميكنه به طرف پاول و ميگه:

 پاول جون تو جنگ با عراق ميخوايم طوري حمله كنيم كه حداقل يه ميليون زن و بچه عراقي

با يه زن خوشگل مو بلوند چشم آبي فرانسوي رو به خاك و خون بكشيم!

يهو تموم خبرنگارا داد ميزنن، زن خوشگل مو بلوند فرانسوي رو واسه چي ميخواي بكشي؟

بوش بدون اينكه به خبرنگارا نگاهي بندازه به پاول ميگه:

 نگفتم اگه يه ميليون عراقي هم بميره كسي به تخمشم نيست!

 

***

 

یه روز تو اخبار به زنا ميگن شوهراتونو بفرستيد براي کمک به بوسني زنا به شوهراشون ميگن

 بريد ولي قبول نميکنن براي همين زنها تصميم ميگيرن برن بر عليه شوهراشون تظاهرات کنند

 در تظاهرات ميگن: يا که ميريد به بوسني يا شب جمعه کس نيست
مردا ميگن: ما نميريم به بوسني به کيرمون که کس نيست

 

 ***

به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت:يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!!

منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت:

 من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن

تولد نولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

 

***

 

يه ترکه ميره داروخونه ميگه اقا يزيد دارين! ميگه يزيد چيه؟!!ما يزيد نداريم.

ترکه ميگه هموني که مي زارن سر اونجاشون ديگه!!!!!

مرده ميگه با با اسمه اون که کاندومه با با!!

ترکه ميگه ايلده من نيميدونم هر چي جلوي اب و بگيره يزيد ديگه!!

 

***

 

يه مسيحيه با يه تركه قرار ميزارن زن همديگر رو بكنن! تركه به زنش ميگه:

 يارو كه اومد اتاق بهش بگو يا عيسي مسيح ! طرف پشيمون ميشه!

 زنه همين كار رو ميكنه و مسحيه پشيمون ميشه!
از اون طرف مسيحيه به زنش ميگه هر وقت تركه اومد تو اتاق بهش بگو يا علي!

 طرف شرمنده ميشه نميكنه! تركه ميره تو اتاق زن مسيحيه زنه ميگه يا علي!

تركه شلوارشو در مياره ميگه : علي يارت! لنگو بده بالا!!!!!!!!!

 

***

 

قاضي به شاهد كه يه ترك بود ميگه: لطفا" بريد تو جايگاه شهود و كتاب انجيل رو بگيريد دستتون

و قسم بخوريد كه راست ميگين. تركه ميره جايگاه شهود و انجيل رو ميگيره دستش و بلند ميگه:

 اين تو كون آدم دروغگو!!!!!!!

 

***

 

مسؤل خوابگاه دخترا همه دخترا رو جمع مي‌كنه، ميگه: ديشب يه مرد اومده بوده تو خوابگاه.

 همه ميگن: واااي... يكي ميگه: هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ميگه: اينطور كه فهميديم اين

 مرده رفته بوده تو اتاق يكي از دخترا. همه ميگن: واااااي... يكي ميگه: هه هه هه...!

 مسؤل خوابگاه ميگه: تازه، يه كاپوت هم پيدا شده. باز همه ميگن: وااااااي... يكي ميگه:

 هه هه هه...! مسؤل خوابگاه ادامه ميده: ولي گويا اون كاپوت سوراخ بوده.

 همه ميگن: هه هه هه... يكي ميگه: واااااي

 

***

 

تركه با خانومش ميره پيش دكتر. ميگه: آقاي دكتر من يه مشكلي دارم، روم نميشه بگم.

 دكتره ميگه: عزيزم بگو، مسئله اي نيست. تركه ميگه: آقاي دكتر من بلد نيستم با خانمم

 ازون روابط برقرار كنم! دكتره ميگه: بابا اين كه كاري نداره، خوب خانوم مي‌خوابند زير،

 شما مي‌خوابي رو، بعد هم شما آالت تناسليت رو مي‌كني تو آلت تناسلي خانوم.

 تركه ميگه: آقاي دكتر من اين چيزا رو نمي‌فهمم. اگه ميشه شما يه بار اينكارو انجام بديد،

 من ببينم ياد بگيرم. دكتره ميگه: باشه و زنه رو مي‌خوابونه رو تخت، لباساش رو در مياره،‌

 تا دسته مي‌كنه. كارش كه تموم ميشه، تركه ميگه: آقاي دكتر اگه ميشه بگذاريد منم يه بار

 امتحان كنم ببينيد خوب ياد گرفتم يا نه. خلاصه تركه هم ميفته رو زنه واساساً‌ ترتيبشو ميده.

 قضيه مي‌گذره، تا بعد از يكي دوهفته،‌ باز دكتره مي‌بينه تركه و زنش اومدن تو مطب.

 مي‌پرسه: ‌دوباره مشكلي پيش اومده؟ تركه ميگه: والله آقاي دكتر، مي‌بخشيد،‌ بنده شرمندم.

من اونكاري كه شما اون سري يادم داديد رو يادم رفته! اگه ميشه يك بار ديگه نشونم بديد.

 باز دكتره يك دست اساسي ترتيب زنه رو ميده و بعدش دوباره تركه امتحان مي‌كنه ببينه

ياد گرفته يا نه! خلاصه اين قضيه چند هفته پشت سر هم تكرار ميشه. يك روز دكتره و رفيقش

 داشتن از خيابون رد ميشدن كه تركه ودوستش رو اون طرف خيابون ميبينن. دكتره به رفيقش

 ميگه: اون يارو رو ميبيني؟ ازون تركاي خره! هر هفته زنشو مياره مطب ما مي كنيم!

 تركه هم به دوستش ميگه: اون يارو دكتره رو ميبيني؟ خيلي پخمست!

 هروقت خانوم بلند مي كنيم مكان نداريم، ‌مي بريم مطب اين مي كنيم

 

***

 

 زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس،

 ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي.

 طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه،

 تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه!

چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين.

 من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد،

 به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه،

 بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا!

زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم،‌ خوش آمدين آقايون! زنه ميگه:

 اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه

 تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه:

 ببين حمید آقا! نگفتم خانم جندست

 

***

به تركه ميگن چرا به دخترت تجاوز كردي؟ ميگه پسري كه درس نميخونه بايد خوارشو ....!

 

***

 

حکيمی دختران خود را نصيهت ميکرد و گفت: دختران به دو چيز ننازيد

۱-پرده بکارت

۲- مهريه بالا

که اولی به کير راستی و دومی به تخم چپی بند است

 ***

يه تركه ميره بالاي پل عابر پياده ميگه خب من خر » من نفهم. آخه مگه شما اينجا رودخونه ميبينيد كه پل زديد

***

يكروز تهرانيه داشت با اتوبوس ميرفت مسافرت شب تو اتوبوس رفت يه چيزي رو گذاشت تو گوش راننده برگشت راننده رنگش پريدبعد از چند لحظه باز هم رفت پيش راننده بعد از چند لحظه راننده با عصبانيت زد بغل همه گفتند چي شده گفت بابا يكسره به من ميگه بزن تو يك ماشين يا چپش كن تا كمي بخنديم..

***

به تركه ميگن اگه تو دريا كوسه دنبالد كنه چيكآر ميكونى ميگه ميرام رو درخت !
ميگن تو دريا درخت نيست!
ميگه مجبورام _ مجبورام میفهمی یا نه!!!!!

***

و اما شاه جک این پست:

يك روز تركي به پزشك مراجعه ميفرمايد من انگل دارم دكتر براي ديدن انگل با چراق قوه به چونش نگاه ميكند ترك گوز میده دكتر ميه چرا گوز دادی بي ادب؟ترکه میگه تو مرام ما نيست كه كسي براي ما چراغ بزند وما بوق نزنيم.

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 22:36 | لینک ثابت |

۸۳۵- ترکه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه ، میبینه نونها دارن تو دستگاه میچرخند به یارو میگه:اقا چقدر میگیری این بربری من هم یه دور سوار شه.

 ۸۳۶- ترکه پسرشو میگذاره دانشکده افسری، بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میگذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، ترکه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم.

۸۳۷- ترکه رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! ترکه میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟

۸۳۸- به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف.

۸۳۹-ترکه از جلوی سینمای اردبیل رد میشه اسم فیلم را که میبینه میگه: نگاه کن این شهر یک سینما داشت که اون هم کردن خوابگاه دختران.

۸۴۰- تا حیوان (خروس و گوسفند و خر) میخواستند از کشور بروند بهشون میگن: بابا فرار مغزها برای آدمها است شما دیگه برای چی میروید خارج. خروسه میگه: هر دفعه ساعت کشور میکشند عقب و میکشند جلو ، ما نفهمیدیم کی قو قولی قو قو کنیم. میگن: بابا این راست میگه بگذاریم بره. به گوسفنده میگن: تو برای چی میخوای بری؟ گوسفنده میگه: بابا هر مراسمی میشه ، عزا میشه شادی میشه یکی از سفر میاد هر چیزی که میشه ،  میایند و این گوسفند ها را میکشند.. به خره میگن: تو برای چی میخوای بری؟ خره میگه: در جامعه ای که به افراد جامعه اهانت بشود جای ما نیست! بهش میگن: چه طور مگه؟ خره میگه: اینجا ترکها را به ما نسبت دادند و آبروی ما را بردند.

۸۴۱- ترکه میره نانوایی ، شاطر میگه:  از این آقا به بعد نون نمیرسه ترکه میگه: آقا بی زحمت یه ذره جمع تر بایستید به ما هم نون برسه.

۸۴۲- اصفهانیه به پسرش میگه: برو از همسایه 2 تا نون بگیر بیار. پسره میره و بر میگرده و به باباش میگه: بابا همسایه نون نداشت. اصفهانیه میگه: اه اه اینا هم چقدر خسیسند خب برو 2 تا از تو یخچال بردار بیار.

۸۴۳- ترکه میخواست بخوابد نصف قرص خوابش را میخوره ، وقتی میخوابد یه چشمش باز میمونه.

۸۴۴- به ترکه میگن: برو سیدی خام بخر ! ترکه میگه: صوتی یا تصویری؟

۸۴۵- روز قیامت بوده به مردها میگن: زن دلیل ها یه متر بیایند جلوتر همشون میایند جز یه نفر بهش میگن تو برای چی نیامدی؟ میگه: تا زنم دستور ندهد از جایم تکان نمیخورم.

۸۴۶- به ترکه میگن: نظرت در مورده گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه میگه: برای ما که فرقی نکرد ، ما که همون 1000 تومان بنزین را میزنیم.

۸۴۷- ترکه تو خیابان داشته رد میشده یه هزار تومانی میبینه برمیدارد بعد می اندازد زمین میگه: ولمون کن بابا ما از این شانس ها نداریم که پول پیدا کنیم.

۸۴۸- دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای.

۸۴۹- ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه.

۸۵۰- ترکه را  می خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمر ته حرفی  درخواستی چیزی نداری ؟ترکه میگه: نه !    میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم. می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟ ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی قاسم خونتون از این بالا پیداست

۸۵۱-  ترکه زنگ میزنه آژانس میگه: آقا ماشین دارید؟ یارو میگه: بله داریم. ترکه میگه: خوش به حالتون چون من ندارم.

۸۵۲- ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزنندش.

۸۵۳- به زنه میگن: چی شد این دفعه فقط 1 ساعت با تلفن حرف زدی تو که هیچ وقت کمتر از 3 ساعت صحبت نمیکردی؟ زنه میگه: آخه اشتباه گرفته بودم

۸۵۴- ترکه رفیقش آتش میگیره جو میگیردش از روش میپرد.

۸۵۵- ترکه نوار مداحی گوش میداده میزنه آخرش ببینه شام میدهند یا نه !؟!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 22:14 | لینک ثابت |


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 22:13 | لینک ثابت |

۸۳۵- ترکه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه ، میبینه نونها دارن تو دستگاه میچرخند به یارو میگه:اقا چقدر میگیری این بربری من هم یه دور سوار شه.

 ۸۳۶- ترکه پسرشو میگذاره دانشکده افسری، بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میگذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، ترکه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم.

۸۳۷- ترکه رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! ترکه میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟

۸۳۸- به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف.

۸۳۹-ترکه از جلوی سینمای اردبیل رد میشه اسم فیلم را که میبینه میگه: نگاه کن این شهر یک سینما داشت که اون هم کردن خوابگاه دختران.

۸۴۰- تا حیوان (خروس و گوسفند و خر) میخواستند از کشور بروند بهشون میگن: بابا فرار مغزها برای آدمها است شما دیگه برای چی میروید خارج. خروسه میگه: هر دفعه ساعت کشور میکشند عقب و میکشند جلو ، ما نفهمیدیم کی قو قولی قو قو کنیم. میگن: بابا این راست میگه بگذاریم بره. به گوسفنده میگن: تو برای چی میخوای بری؟ گوسفنده میگه: بابا هر مراسمی میشه ، عزا میشه شادی میشه یکی از سفر میاد هر چیزی که میشه ،  میایند و این گوسفند ها را میکشند.. به خره میگن: تو برای چی میخوای بری؟ خره میگه: در جامعه ای که به افراد جامعه اهانت بشود جای ما نیست! بهش میگن: چه طور مگه؟ خره میگه: اینجا ترکها را به ما نسبت دادند و آبروی ما را بردند.

۸۴۱- ترکه میره نانوایی ، شاطر میگه:  از این آقا به بعد نون نمیرسه ترکه میگه: آقا بی زحمت یه ذره جمع تر بایستید به ما هم نون برسه.

۸۴۲- اصفهانیه به پسرش میگه: برو از همسایه 2 تا نون بگیر بیار. پسره میره و بر میگرده و به باباش میگه: بابا همسایه نون نداشت. اصفهانیه میگه: اه اه اینا هم چقدر خسیسند خب برو 2 تا از تو یخچال بردار بیار.

۸۴۳- ترکه میخواست بخوابد نصف قرص خوابش را میخوره ، وقتی میخوابد یه چشمش باز میمونه.

۸۴۴- به ترکه میگن: برو سیدی خام بخر ! ترکه میگه: صوتی یا تصویری؟

۸۴۵- روز قیامت بوده به مردها میگن: زن دلیل ها یه متر بیایند جلوتر همشون میایند جز یه نفر بهش میگن تو برای چی نیامدی؟ میگه: تا زنم دستور ندهد از جایم تکان نمیخورم.

۸۴۶- به ترکه میگن: نظرت در مورده گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه میگه: برای ما که فرقی نکرد ، ما که همون 1000 تومان بنزین را میزنیم.

۸۴۷- ترکه تو خیابان داشته رد میشده یه هزار تومانی میبینه برمیدارد بعد می اندازد زمین میگه: ولمون کن بابا ما از این شانس ها نداریم که پول پیدا کنیم.

۸۴۸- دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای.

۸۴۹- ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه.

۸۵۰- ترکه را  می خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمر ته حرفی  درخواستی چیزی نداری ؟ترکه میگه: نه !    میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم. می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟ ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی قاسم خونتون از این بالا پیداست

۸۵۱-  ترکه زنگ میزنه آژانس میگه: آقا ماشین دارید؟ یارو میگه: بله داریم. ترکه میگه: خوش به حالتون چون من ندارم.

۸۵۲- ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزنندش.

۸۵۳- به زنه میگن: چی شد این دفعه فقط 1 ساعت با تلفن حرف زدی تو که هیچ وقت کمتر از 3 ساعت صحبت نمیکردی؟ زنه میگه: آخه اشتباه گرفته بودم

۸۵۴- ترکه رفیقش آتش میگیره جو میگیردش از روش میپرد.

۸۵۵- ترکه نوار مداحی گوش میداده میزنه آخرش ببینه شام میدهند یا نه !؟!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 22:6 | لینک ثابت |

۸۳۵- ترکه میره نون بربری میخره از جلوی نونوایی لواشی رد میشه ، میبینه نونها دارن تو دستگاه میچرخند به یارو میگه:اقا چقدر میگیری این بربری من هم یه دور سوار شه.

 ۸۳۶- ترکه پسرشو میگذاره دانشکده افسری، بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میگذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد، ترکه میگه: آخه میخوام وقتی درسش تموم شد باهم کلانتری باز کنیم.

۸۳۷- ترکه رفته بود دومیدانی از بغلیش میپرسه: اینا برای چی میدوند؟ یارو میگه: بزای اینکه یک نفر اول بشه! ترکه میگه: خب بقیه برای چی میدوند؟!؟

۸۳۸- به ترکه میگن: از مسافرت چی آوردی؟ ترکه میگه: تشریف.

۸۳۹-ترکه از جلوی سینمای اردبیل رد میشه اسم فیلم را که میبینه میگه: نگاه کن این شهر یک سینما داشت که اون هم کردن خوابگاه دختران.

۸۴۰- تا حیوان (خروس و گوسفند و خر) میخواستند از کشور بروند بهشون میگن: بابا فرار مغزها برای آدمها است شما دیگه برای چی میروید خارج. خروسه میگه: هر دفعه ساعت کشور میکشند عقب و میکشند جلو ، ما نفهمیدیم کی قو قولی قو قو کنیم. میگن: بابا این راست میگه بگذاریم بره. به گوسفنده میگن: تو برای چی میخوای بری؟ گوسفنده میگه: بابا هر مراسمی میشه ، عزا میشه شادی میشه یکی از سفر میاد هر چیزی که میشه ،  میایند و این گوسفند ها را میکشند.. به خره میگن: تو برای چی میخوای بری؟ خره میگه: در جامعه ای که به افراد جامعه اهانت بشود جای ما نیست! بهش میگن: چه طور مگه؟ خره میگه: اینجا ترکها را به ما نسبت دادند و آبروی ما را بردند.

۸۴۱- ترکه میره نانوایی ، شاطر میگه:  از این آقا به بعد نون نمیرسه ترکه میگه: آقا بی زحمت یه ذره جمع تر بایستید به ما هم نون برسه.

۸۴۲- اصفهانیه به پسرش میگه: برو از همسایه 2 تا نون بگیر بیار. پسره میره و بر میگرده و به باباش میگه: بابا همسایه نون نداشت. اصفهانیه میگه: اه اه اینا هم چقدر خسیسند خب برو 2 تا از تو یخچال بردار بیار.

۸۴۳- ترکه میخواست بخوابد نصف قرص خوابش را میخوره ، وقتی میخوابد یه چشمش باز میمونه.

۸۴۴- به ترکه میگن: برو سیدی خام بخر ! ترکه میگه: صوتی یا تصویری؟

۸۴۵- روز قیامت بوده به مردها میگن: زن دلیل ها یه متر بیایند جلوتر همشون میایند جز یه نفر بهش میگن تو برای چی نیامدی؟ میگه: تا زنم دستور ندهد از جایم تکان نمیخورم.

۸۴۶- به ترکه میگن: نظرت در مورده گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه میگه: برای ما که فرقی نکرد ، ما که همون 1000 تومان بنزین را میزنیم.

۸۴۷- ترکه تو خیابان داشته رد میشده یه هزار تومانی میبینه برمیدارد بعد می اندازد زمین میگه: ولمون کن بابا ما از این شانس ها نداریم که پول پیدا کنیم.

۸۴۸- دو تا ترک به تاکسی میگن: آقا 3 نفر تا تجریش چقدر میگیری؟ راننده میگه: شما که 2 نفر هستید ! ترکه میگه: مگه خودت نمیخوای بیای.

۸۴۹- ترکه میاد شیشه عینکش را پاک کنه ، جو میگیردش خانه تکانی میکنه.

۸۵۰- ترکه را  می خواستند اعدام کنند ازش میپرسند که حالا که آخر عمر ته حرفی  درخواستی چیزی نداری ؟ترکه میگه: نه !    میبندندش به جرثقیل بعد جرثقیل میبردش بالا یهو ترکه شروع میکنه به داد و بیداد و دست و پا زدن که من یه حرفی دارم. می آورندش پایین میگن: که چیه چی میخوای بگی؟ ترکه به یکی از دوستانش میگه: هی قاسم خونتون از این بالا پیداست

۸۵۱-  ترکه زنگ میزنه آژانس میگه: آقا ماشین دارید؟ یارو میگه: بله داریم. ترکه میگه: خوش به حالتون چون من ندارم.

۸۵۲- ترکه از خوشحالی بال در میاره با ضد هوایی میزنندش.

۸۵۳- به زنه میگن: چی شد این دفعه فقط 1 ساعت با تلفن حرف زدی تو که هیچ وقت کمتر از 3 ساعت صحبت نمیکردی؟ زنه میگه: آخه اشتباه گرفته بودم

۸۵۴- ترکه رفیقش آتش میگیره جو میگیردش از روش میپرد.

۸۵۵- ترکه نوار مداحی گوش میداده میزنه آخرش ببینه شام میدهند یا نه !؟!

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 21:58 | لینک ثابت |

www.itsat.org آنهایی که عشق ماهواره هستند وارد شوند
نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 21:43 | لینک ثابت |

www.itsat.org 

نوشته شده توسط محسن اسماعیلی در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 ساعت 21:18 | لینک ثابت |